گزارش تريبونآزاد انجمن درباره مشكلات صنفي ومعيشتي روزنامه نگاران
قانون كار فعلي را دست كم نگيريد
نشست انجمن صنفی روزنامه نگاران و برخی خبرنگاران شاکی از دست کارفرمایانشان روز 9 مهر ماه در محل انجمن صنفی با حضور تعدادی از اعضای هیئت مدیره و اعضاي كميته حل اختلاف این نهاد برگزار شد. در این نشست، روزنامه نگاران بیکارشده ای از روزنامه های اعتماد، ایران و سرمایه حضور داشتند که به طرح مشکلات خود پرداختند. در این گزارش اجمالي از گفت و گوی های حاضران را می خوانید.
در اين نشست، بدرالسادات مفيدي( دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران)، مسعود هوشمند رضوي( عضو هيئت مديره)، سيد ابوالحسن مختاباد(عضو هيئت مديره و دبير كميته حل اختلاف)،محمد رضا مقيسه(عضو علي البدل هيئت مديره)،دلبر توكلي( بازرس و دبيركميته رفاهي)، هوشنگ صدفي و منوچهر توكلي( عضو كميته حل اختلاف) از طرف انجمن صنفي حضور داشتند كه به شكواييه و سخنان روزنامه نگاران گروه اجتماعي روزنامه سرمايه( غائب،بني يعقوب،بابايي،امرايي و ) و دو تن از روزنامه ايران(مسعود ابراهيمي و.برادرش) گوش سپردند.
سيد ابوالحسن مختاباد: بنای کار ما برای حل اختلاف، ابتدا لابی با کارفرماست و اگر نپذیرفت، کار به دادگاه می کشد. پس از قطعی شدن رأی دادگاه بار دیگر بر اساس رأی صادره دادگاه، باز هم با کارفرما لابی می کنیم. اگر مجدداً نپذیرفت، آنگاه تخلف و عدم تمكين كارفرما نسبت به قانون و حكم دادگاه كار را به صورت رسانهاي مطرح مي كنيم.[آيين نامه كميته حل اختلاف]
مسعود ابراهیمی (روزنامه ایران): من تا سال گذشته در گروه حوادث روزنامه ایران کار می کردم. یک بار متوجه شدم مدیر مسئول تقاضای جذب افراد جدید برای این گروه دادند. وقتی پیگیری کردم گفتند شما مغرور شده اید و ما می خواهیم نیروهای جدیدی جایگزین کنیم. من گفتم آدم که بدون غرور نمی تواند زندگی کند و در نتیجه با سایر اعضای گروه تصمیم گرفتیم آن جا را ترک کنیم. تقاضای دو ماه مرخصی کردیم. پس از آن بهانه ها آغاز شد. یک بار گفتند می توانی برای بخش ایران آنلاین کار کنی. طرح بده و بیا کار کن. من گفتم طرح دارم ولی لو نمی دهم. بعد گفتند به گروه ایران زمین بروم که من قبول نکردم و بدون حق و حقوق بیرون آمدم. چندی بعد زمزمه هایی مبنی بر این که من سو استفاده کردم، به گوش رسید. بعد کارمان به دادگاه کشید و قاضی حکم بازگشت به کار داد. سه روز پس از بازگشت به کار، مرا اخراج کردند. حکم اولیه دادگاه این بود که من بایستی به شغل قبلی ام و یا شغلی همتراز با آن برگردم. مدیران روزنامه تهدید به پرونده سازی کردند. مقاومت کردم و گفتم اگر حکم بازگشت به کار دادگاه را نپذیرید، به اداره کار شکایت می کنم.
خلاصه آزارها آغاز شد، حقوقم را نمی دادند، مرخصی استحقاقی نمی دادند. جلوی وام 5 میلیونی ام را بستند. من هم پس از این ماجرا نشان دادم که مشکلم صرفاً پول نیست چون بعداً هم که پولی به حسابم ریخته بودند، نرفتم بگیرم. الان هم اخطار کتبی دادند که من متمرد هستم. در حال حاضر نه کار به من می دهند، نه حقوق، نه پاداش و نه مرخصی. حکم دادگاه را نیز اجرا نمی کنند. مرا وادار به کاری می کنند که بر خلاف رأی دادگاه است و در شأن من نیست.
مسعودهوشمند رضوي: راه حل قانوني اين است كه همزمان طرح شکایت کنید که به شما حقوق نمی دهند و مرخصی همین طور. هر ماه حقوق ندادند مجدداً شکایت کنید. هیچ منعی برای این کار ندارید. قاضی بعداً همه این شکایت ها را با هم ادغام می کند.
محمد رضامقیسه: من توصیه می کنم شما هر شغل دیگری را با توافق مدیران روزنامه بپذیرید تا توافقات قبلی ملغی شود. زیرا توافق جدید ملاک دادگاه است. اگر اخطارها زیاد شود، آنها در آینده از این ها بهره برداری خواهند کرد. در ضمن شما نیز متقابلاً اخطار قانونی بدهید.
هوشمند رضوی: مضاف بر این که هر روز بیکاری پس از حکم قانونی دادگاه، برای تان محاسبه می شود و می توانید مبلغ آن را از اداره کار بگیرید. در واقع حقوق شما به مانند چك است كه اگر نپردازند و به اداره كار شكايت بريد، مجبور ميكنند كه بپردازند.
مقیسه:از راه های احقاق حق روزنامه نگاران در اين زمينهها این است که نماینده کارگر به نزد کارفرما برودو با لابي كردن بتواند قانعش كند كه شما را در جاي خود به كار گيرد.
منوچهرتوکلی: وقتی شما حکم قطعی دادگاه را دارید، می توانید به کلانتری محل بروید و خواهان پیگیری اش باشید تا از مجاری قانونی بر کارفرما فشار بیاورند. اگر حکم را به دادگستری ببرید، طرف مقابل صد در صد محکوم است.
ابراهیمی(ایران): من هم داستانی شبیه برادرم دارم. یک سال در روزنامه ایران به شیفت بعد از ظهر انتقال یافتم و در آن جا راحت بودم تا اینکه حکم دادگاه مبنی بر بازگشت به کار برادرم صادر شد و از سوی مدیر مسئول به من نامه دادند که در شیفت بعدازظهر نیازی به من ندارند و باید در شیفت صبح کار کنم. نپذیرفتم و گفتم شیفت صبح ربطی به تخصص من ندارد. شکایت کردم. آنها نیز در لایحه دفاعی خود ادعا کردند که توافق فی مابین، شفاهی بوده است در حالی که مکتوب کرده بودیم. در واقع سخن نادرستي گفتند و لجبازی پیشه كردند. الان با این وضعیت چه می توانم بکنم؟ با توجه به اینکه شیفت صبح نمی توانم کار کنم.
منوچهرتوکلی: کارفرما حق ندارد کسی را به طور شفاهی به کار بگمارد. شما به اداره کار بگویید که یکسال با این شرایط حقوق گرفتید. این ثابت می کند شیفت بعداز ظهر شما کاملاً مورد تأیید کارفرماست. اینکه قراردادی با شما امضا نکرده اند خودش تخلف است.
هوشمند رضوی: قرارداد کار چه کتبی و چه شفاهی هیچ لطمه ای به آن وارد نمی کند. اتفاقاً در طرح طبقه بندی مشاغل جای قرارداد شفاهی محکم تر شده است.اما در نظر داشته باشید که چون بیشتر سابقه کاری تان در این روزنامه مربوط به شیفت صبح بوده است، دادگاه نیز آن را ملاک عمل قرار می دهد و حکم بازگشت به شیفت بعداز ظهر نخواهد داد. مگر اینکه با مدیران روزنامه به یک توافقی برسید.
کیوان مهرگان(اعتماد): من 4 سال در روزنامه ايران سپيد کار کردم.سال 85 و با تغيير فضاي سياسي كشور مدیر مسئول به بهانه ناسازگاری عذرم را خواست و به زعم خود نیروی مزاحم را پاکسازی کرد. قرارداد هم داشتم ولی هیچ نسخه ای از آن دستم نیست. همان هنگام عقد قرارداد هر دو نسخه را پیش خود نگه داشتند. شکایت کردم و حکم به بازرسی دادند. حرفشان این بود که من ترک محل کار کردم و چیزی تعلق نمی گیرد.
نكته اي هم درباره محل كار كنوني ام بگويم كه حقوقم را دير پرداخت می کنند و همین طور حق بیمه را. در ضمن سهم بیمه مرا از طریق سازمان آگهی های شرق به حساب می ریزند.
مقیسه: کارفرمایان بر اساس یک بند قانونی مجازند با دو ماه تأخیر حق بیمه را بپردازند و از این بابت شما نمی توانید فشار بیاورید. اما اینکه بیمه شما از جای دیگری واریز می شده است، یک تخلف به حساب می آید. چون روزنامه شرق تعطیل است و بر اساس قانون وقتی کارگاهی دایر نباشد، نمی توان به نام آن حق بیمه کسی ر اپرداخت کرد.
توکلی: ممکن است یک توافقی بین روزنامه اعتماد و سازمان آگهی های شرق باشد که برای مثال خدمات بیمه ای به انجام برسانند. بنابراین نمی توان گفت لزوماً کارشان غیر قانونی است.
امیلی امرایی: من فکر می کنم بحث ما خیلی ریشه دارتر از این حرف هاست.الان روزنامه نگاری نه نام دارد و نه نان. حرمت خبرنگار هم رعایت نمی شود. برخوردها حتی در شأن کارگران معدن هم نیست. در روزنامه اعتماد وقتی می خواستند حقوق مان را با کلی تأخیر بدهند، در آشپزخانه به صف می کردند و نیمی از آن را می دادند و بقیه اش را دو هفته بعد. تصور کنید چقدر توهین آمیز است این گونه رفتار. اگر می بینید در انتخابات انجمن صنفی کسی رغبت نمی کند شركت كند، به خاطر این است که حضور آن را در لایه های مختلف این شغل احساس نمی کنند. انجمن در این مباحث فعال نیست در نتیجه بچه های انگیزه حضور ندارند.
فريده غائب(روزنامه سرمایه): تا حالا چندین روزنامه کار کردم، حقم را خوردند، حتی روزنامه های اصلاح طلب. تا کنون هم به انجمن مراجعه نکردم و امیدی هم ندارم انجمن بتواند کاری بکند. اما من از مسئله دیگری بیشتر ناراحتم و آن خشونت کلامی حاکم بر محیط کار روزنامه نگاری است. در روزنامه سرمایه با الفاظ رکیکی روبرو می شدم که مصداق بارزی از خشونت روانی هستند. ولی من حاضر نبودم سکوت کنم و مرتب اعتراض میکردم. خیلی متأسفم در رسمی ترین جلسه روزنامه یعنی جلسه شورای تیتر، الفاظ بسیار رکیکی بین آقایان رد و بدل می شود و به طور مستقیم به مضامین جنسی اشاره می کنند. طبیعی است چنین فضایی برای هر شهروندی به ویژه خانم ها توهین آمیز است. وقتی هم یک بار اعتراض کردم از جلسه شورای سردبیری بیرونم کردند. به نظر من مردانی که قدرت را در دست دارند، هر کس را که در چارچوب خود نبینند، به راحتی حذف می کنند.[خشونتهاي جنسيكلامي در درمحيط يك روزنامه ]
امیلی امرایی: من نکته ای را اضافه کنم که وقتی یک روزنامه نگار برای دریافت حق التحریرش ناچار می شود شکایت کند، پس از آن هیچ روزنامه ای حاضر به پذیرش او نیست. چون احساس می کنند با آدم دردسر سازی روبرو خواهند شد! اینکه می گویم خبرنگار حرمتی ندارد، فقط بحث ضایع شدن حقوق مادی اش نیست. حتی وقتی حقوق ماهانه اش را می خواهند بپردازند، طوری رفتار می کنند که گویا لطفی در حق روزنامه نگار کرده اند. در حالی که در یافت حقوق یک حق کاملاً طبیعی است و منتی ندارد. من پیشنهاد می کند چند تن از مدیران مسئول را دعوت بکنید و این نکات را با ایشان در میان بگذارید.
ترانه بنی یعقوب(روزنامه سرمایه): من هم چون امیدی به احقاق حقم نداشتم، شکایت نکردم. از آقای خدابخش مدیر مسئول روزنامه هم گله ای ندارم. چون ایشان سرمایه داری هستند که فقط به فکر افزایش سرمایه شان هستند.گله من از سردبیر و شورای سردبیری است. ما در این روزنامه حتی صندلی نداشتیم. در نتیجه من ناچار بودم در آشپزخانه بنشینم و گزارش بنویسم. من استعفا دادم. حتی برای دریافت حقوق ماهانه ما را در آشپزخانه به صف می کردند که به نظرم خیلی توهین آمیز بود. من در واقع به خاطر فرار از توهین ها بیرون آمدم و الان یک آدم بیکار اما بسیار خوشحالم. با این وجود اگر انجمن صنفی کاری از دستش بر می آید، تقاضا دارم حداقل حقوق معوقه ما را احیا کند.
کیوان مهرگان(اعتماد): این واقعیتی است که انجمن صنفی در خصوص احقاق حقوق مادی روزنامه نگاران بسیار ناتوان است. با این وجود اعتقاد دارم در خصوص دفاع از حرمت روزنامه نگار می تواند پیشقدم باشد. انجمن باید به طور جدی با مدیران مطبوعات به گفت و گو بنشیند.
خانم جودکی (روزنامه سرمایه): من پرسش دارم که درجه بندی خبرنگاران بر چه اساسی است؟
هوشنگ صدفی: خیلی متأسفم که حرفه ما خبرنگاری است و از کارهای انجام شده در انجمن صنفی روزنامه نگاران بی خبریم. ارتباط برخی همکاران با این انجمن آن قدر گسسته است که اینک با میزان انتظارات شان هیچ گونه همخوانی ندارد. جهت اطلاع شما عرض می کنم از سال گذشته تا کنون، ده ها روزنامه نگار شکایت کردند و از طریق همین انجمن شکایت شان به نتیجه رسیده است. طبیعی است آن هایی که به انجمن مراجعه نکرده اند، ما کاری برايشان انجام نداده ایم. نکته دیگری هم اضافه کنم که برخی از ما روزنامه نگاران حاضر نیستیم پرنسیب حرفه ای خود را حفظ کنیم.
من در جوانی کارگر ساختمانی بودم. یک روز با بنای مربوطه سر کاری رفتیم که ظواهر امر نشان ميداد قبلا كسي ديگر اينجا كار كرده و كار را نيمه كاره رها كرده است. بنا از صاحب کار پرسید چرا این طور است؟ گفت پیش از شما یک بنای دیگر به آن ناخنک زده است. بنای ما هم گفت من به کار دست خورده دیگران دست نمی زنم. حال از شما خبرنگاران می پرسم، آیا تا کنون در چنین موارد مشابهی که یکی از همکاران تان را اخراج کرده اند، واکنش نشان داده اید که برای مثال از پذیرفتن مسئولیت همکار بی کار شده تان خودداری کنید تا لااقل مدیر مسئول آن روزنامه متوجه بشود با چه آدم هایی روبروست؟
ما امروز پیش از آن که نیازمند احقاق حقوق مادی مان باشیم، باید هویت صنفی مان را احیا کنیم. شأن حرفه ای را فعلاً کنار بگذارید و به مسائل مهم تر بیندیشید. مشکل نسل روزنامه نگاران فعلی این است که سمج هستند و در عین حال تنبل اند. شما هیچ گاه اقدام جدی با پشتوانه قانونی انجام نمی دهيد. به صرف طرح مسئه در محافل گوناگون دردی دوا نمی شود. با نجوا کردن و وبلاگ نویسی مشکل قانونی تان حل نمی شود.
ما در کمیته حل اختلاف انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، بر اساس قانون کار پیش می رویم و نتیجه می گیریم. مطمئن باشید اگر بخواهیم، با همین قانون می توانیم کارفرمایي كه به قانون تمكين نميكند را پای میز عدالت بکشانیم. ما در كميته حل اختلاف پروندهای زیادي را پیگیری کرديم و به نتیجه رسانديم که طرف های مقابل آدم های بانفوذی در سامانه تصمیم گیری کشور بودند ولی با این وجود بر اساس قانون، توقیف اموال برایشان گرفتیم يا اينكه از حساب بانكياشان با دستور و حكم دادگاه و بردن مامور برداشت كرديم. چون حق روزنامه نگاری را ضایع کرده بودند. توصیه می کنم برای پیگیری شکایت هایتان حتماً مکتوب عمل کنید. ما نمی توانیم به گلایه های شفاهی اعتماد کنیم.
مختاباد: ما همشه توصیه می کنیم دوستان ابتدا به کمیته حل اختلاف بیایند و اگر رایزنی های ما جواب نداد، بعد بروند شکایت بکنند. كميته حل اختلاف آيين نامه ايدارد كه طبقآن آيين نامه رفتار ميكند. این را هم در نظر داشته باشید که انجمن صنفی به لحاظ قانونی اختیاری ندارد. ما فقط لابی می کنیم تا شاید بدون دادگاه به نتیجه برسیم. شرایط کشور ما اختیار بیش از این برای انجمن قائل نیست. البته در قانون كار فصلي به پيمانهاي دسته جمعي كار اختصاص داده شده است،اما اين فصل در حوزه روزنامهنگاري اجرا نشد، چه در دوره اصلاحات و چه اكنون .در حالي كه در كشورهاي ديگر اين گونه نيست،
براي نمونه در دانمارک همین انجمن صنفی روزنامه نگارانشان اختیارات قانونی بالایی دارند و تمامي خبرنگاران رسانههاي تصويري و صوتي و مكتوب واينترنتي زير چتر حمايتي آنها قرار دارند. هیچ خبرنگاری بدون اجازه این انجمن نمی تواند در جایی مشغول به کار شود. هر ماه از حقوق خبرنگاران مبلغی به صورت خودکار کسر و به حساب انجمن صنفی میرود.سه جانبه گرايي در آنجا كاملا پياده شده و تمامي نهادهاي روزنامه نگاري اين كشور پيماندسته جمعي كار را امضاءكرده اند كه يك طرف اين سه جانبه گرايي سنديكا( انجمن) ي روزنامه نگاران دانمارك قرار دارد.
اين انجمن از چنان اختیارت قانونی برخوردار است که در صورت نتيجه ندادن مذاكرات و لابيها هر کارفرمايي را به راحتی پای میز محاکمه می کشاند. ولی این جا چنین امکانی وجود ندارد. به همین دلیل ما بر لابی کردن تکیه کردیم و خوشبختانه در خصوص روزنامه های اصلاح طلب و حتي يكي دو روزنامه محافظه كار تا کنون جواب داده است.
در ضمن به اعتراض های شفاهی نمی توانیم اعتماد کنیم. در این خصوص تجربه تلخی داریم كه به اوايل شكل گيري كميته حل اختلاف بازميگردد كه چند تن از روزنامه نگاران به نمايندگي از يك روزنامه باسابقه صبح به انجمن شكايت كردند و اسامي بيست تا 25 روزنامه نگار ديگر را هم ضميمه شكايت كردند و گفتند كه اين افراد هم شاكياند.كميته حل اختلاف نامهاي محترمانه به مدير مسئول روزنامه مربوطه نوشت و خواستار حل مشكل آنها شد كه چند روز بعد، نامهاي تند با امضاي 15 روزنامه نگاري كه نامشان در فهرست معترضين قرار داشت ،به انجمن رسيد كه ضمن ابراز رضايت از كارشان انجمن را مورد عتاب و خطاب قرار دادند كه به شما چه مربوط. در حالي كه اگر امضاي تمامي افراد پاي نامه بود، حد اقل انجمن مدركي داشت كه بگويد شما خودتان امضاءكرده ايد كه شاكي روزنامه ايد. بنا بر اين به دوستان روزنامه نگار توصيه ميكنيم اگر خواستار پیگیری کارتان از طریق انجمن هستید، شکایت خودتان را مکتوب کنید.
هوشمند رضوی: من یک نکته ای پیرامون بیمه عرض کنم. وقتی دوستانی برای تمدید دفترچه بیمه مراجعه کردند و کارشان انجام نشد، بدانند که کارفرما سه ماه آخر ر ابرایشان بیمه رد نکرده است. در واقع این خود زنگ هشداری است تا به موقع متوجه شوید و اقدام کنید. علاوه بر این سازمان تأمین اجتماعی به گزارش بازرسانش خیلی بها می دهد. به همین دلیل اگر جایی مشغول به کار هستید و متوجه شدید بازرس نمی آید، حتماً به سازمان اطلاع دهید. یازی هم نیست خود را معرفی کنید. کافی است مشخصات محل کارتان را انتقال دهید تا بازرس بفرستند. در آن صورت دیگر مشکل بیمه نخواهید داشت. کافرفرما چه حق بیمه شما را رد بکند و چه رد نکند، دفترچه تان تمدید خواهد شد. اگر بازرس برای نخستین بار به کارگاهی برود، تا دو سال می تواند، عطف به ما سبق منظور کند.
اما در مورد قرارداد کار، باید توجه داشت که اصولاً این یک پیمان دوجانبه است و به غیر از دادگاه هیچ شخص ثالثی نمی تواند در آن مداخله کند.
اگر مطبوعات ایران پیمان دسته جمعی کار داشتند، انجمن می توانست مداخله کند. ولی در حال حاضر انجمن نمی تواند به مدیران مسئول مطبوعات خط و ربط بدهد. نکته دیگر در خصوص دریافت حقوق از کارفرمایانی که اعلام می کنند، مشکل مالی دارند، این است که بر اساس قانون، اولین امکان مالی پیش آمده برای کارفرما، می باید برای پرداخت حقوق کارگران صرف شود و سایر هزینه های و بدهی ها در اولویت بعدی قرار دارند. اما اینکه دوستان از پرداخت نقدی حقوق شان در آشپزهانه روزنامه گله می کنند، باید عرض کنم یک عرفی در بنگاه های اقتصادی ایران وجود دارد که برای فرار از برخی مالیات ها، حقوق پرسنل را به واریز در حساب بانکی، به صورت نقدی می دهند و بعد جوری سندسازی می کنند تا مالیات کمتری بدهند. بنابراین در این خصوص خیلی نمی توان به مطبوعات فشار آورد.
کیوان مهرگان: آیا انجمن صنفی روزنامه نگاران می تواند برای ما وکیل بگیرد تا در چنین مواردی از مشاوره اش بهره ببریم؟
بدرالسادات مفیدی: همین الان کمیته حل اختلاف این کار را انجام می دهد.به این معنا که روزنامه نگارانی که از مسئله ای شکایت دارند با مراجعه به انجمن و هماهنگی دبیر با کمیته حل اختلاف می توانند از مشورت های این کمیته هم بهره مند بشوند و تا آنجاییکه من در جریان امور هستم اکثر افرادی که به انجمن در این زمینه ها مراجعه کردند ،رضایت داشتند و توانستند مشکلات خود را چه در سطح نظری و چه عملی بر طرف سازند.
مقیسه: در حوزه قانون کار چنین امکانی وجود ندارد. ولی ایشان می توانند موضوع را از طریق دادگاه های عمومی پیگیری کنند.
هوشمند رضوی: در پایان من توصیه موکد می کنم که قانون کار فعلی را دست کم نگیريد. حتماً با شکایت مکتوب پیگیر کار خود باشید. اگر در جایی مشغول به کار هستید و مشکلاتی از این دست دارید، پیش از ترک محل کار اقدام به شکایت کنید. زیرا با دست پرتری می توانید از خود دفاع بکنید. اگر ترک محل کار بکنید و بعد سراغ شکایت بروید، کارفرما ممکن است از برخی بندهای قانونی بر علیه شما استفاده کند. وقتی بدون استعفا جایی را ترک کنید در واقع لطف بزرگی در حق کارفرمایتان روا داشته اید تا وی بتواند در دادگاه کار حرف خود را بر کرسی بنشاند.
مقیسه: من هم در تأیید صحبت های آقای هوشمند رضوی اضافه کنم وقتی از روزنامه ای بیرون می آیید و از طریق قانون پیگیری نمی کنید و به اصطلاح کار را به خدا واگذار می کنید، کارفرما جری می شود و به ظلم خود ادامه می دهد ولی اگر پیگیر حق خود باشید تا او را محکوم کنید، دست کم برای سایر همکارانتان این فایده را دارد که کمتر مورد اجحاف قرار گیرند. حق تان را از طریق قانون بگیرید تا این خود به یک فرهنگ تبدیل شود.
هوشنگ صدفی: من هم در پایان چند توصیه دارم که اگر رعایت کنید، در موارد این چنینی به راحتی می توانید از طریق قانون به حق خود برسید. اول اینکه در هر جا کار می کنید، یک کارت شناسایی از آن جا بگیرید. برای دریافت وام و کارهای مشابه سعی کنید معرفی نامه های صوری از آن محل بگیرید. همچنین در موارد ضروری یک استشهاد محلی با امضای 3 تا 5 نفر تهیه کنید.اگر استعفا می دهید، حتماً کتبی باشد. به اخطارها و ابلاغ های کارفرمایتان توجه کنید. همه این ها در آینده به راحتی ثابت می کنند، که شما در آن جا حضور داشته اید و بنابراین کارفرما نمی تواند منکر بخشی و یا تمام سابقه شما در کارگاه خود بشود. در خصوص قرارداد نیز حتماً پافشاری کنید که یک نسخه از آن را نزد خود داشته باشید.
كاوس صادقلو( عضو هيئت مديره انجمن عكاسان): آگاهيهاي ما روزنامه نگاران درباره مسائل صنفي بسيار كم است و بهتر است انجمن صنفي يا كميته حل اختلاف اين انجمن كارگاهي يك روزه برگزار و نتيجه را به صورت جزوهاي در اختيار دوستان روزنامه نگار قرار دهد.
به گزارش خبرنگار سايت انجمن صنفي روزنامه نگاران، در پايان دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران به چند روزنامه نگاري كه از روزنامه سرمايه استعفا داده بودند، پيشنهاد داد كه هيئت مديره انجمن با مديران روزنامه گفت وگو كند براي بازگشت به كارشان كه همگي آنها تاكيد داشتند خواستار گرفتن حقوق معوقه خود هستند.
در حاشيه نشست: پيش بيني ميشد اين نشست با حضور تعداد بيشتري از روزنامه نگاران برگزار شود ،اما به گفته يكي از اعضاي حاضر در نشست، روزنامه نگاران نشان دادند كه چندان پي گير مسائل صنفي خود نيستند و هيچ رغبتي به افزايش آگاهيهاي خود درباره اين گونه مسائل ندارند.
- عبدالرضا تاجيك، صادق خاموشي، مهدي تاجيك،از جمله روزنامه نگاران حاضر در نشست بودند كه تنها به گفت وگوي ميان اعضاي كادر مركزي انجمن و روزنامه نگاران شاكي گوش سپردند.
- در ميانههاي سخنان روزنامه نگاران سرمايه، از برخي اعضاي هيئت مديره انجمن صنفي كه در اين روزنامه شاغلند گلايه شد كه شاهد برخي رفتارهاي خلاف مديران بودهاند ، اما هيچ سخني در حمايت از روزنامه نگاران و حقوق قانوني آنها نگفتند. يكي از اعضاي هيئت مديره در پاسخ به اين اعتراض، گفت راه حل اين بود كه آنها از حق خود براي اعتراض ميگذشتند( اگر دوستي با مديران سرمايه دارند) و در مقابل شما را راهنمايي ميكردند كه به انجمن و كميته حل اختلاف بياييد و در اين زمينه شكايت كنيد.
دبير انجمن هم گفت: چون اين افراد حضور ندارند كه از خود دفاع كنند ، بنابر اين بايد دلايل آنها را شنيد كه اين سخن با اعتراض محمد رضا مقيسه مواجه شد و وي توضيح داد كه هيئت مديره بايد در اين زمينهها سرمشق و پيشرو باشد ونه آنكه نظاره گر ماجرا شود و هيچ عكس العملي نشان ندهد.
- خبرنگار خانمي هم از خبرگزاري فارس در نشست حضور داشت كه گفت: خبرنگار بخش رسانه اين خبرگزاري است و براي گزارش اين نشست نيامده است و علاقهمند است در اين نشست باشد و گفت وگو هاي ميان اعضاي شاكي با هيئت مديره و كميته حل اختلاف انجمن را بشنود كه با حضور وي موافقت شد.
استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است.
آخرین به روزرسانی : 29/8/1387 | 1092 بازدید | نسخه قابل چاپ





بیاد احمد بورقانی
اگر بهمن تبرئه شود
بياييد دعا كنيم ...
پشت پرده توقيف روزنامه همشهري
لغو امتياز،رويه تازه و خلاف قانون هيئت نظارت بر مطبوعات

