گلايه از يك رفتار نكوهيده در برخي روزنامهها
سيدابوالحسن مختاباد
ياد احمد رضا دريايي به خير. گاه گداري كه در تحريريه بيكار! مي شديم نزدش مي رفتيم و پاي برخي صحبتها و درد دلهايش مي نشستيم. دريايي اين ويژگي را داشت كه هر از گاهي از شخصيت شوخ طبعش فاصله مي گرفت و لايه عميقتر ذهن و ضميرش را براي ما باز ميگفت.او هم البته برخي اوقات در همان فضاها سير ميكرد و همرنگ جماعت ميشد و به اين و آن فحشهاي آب نكشيده ميداد،اما پاكي ضميرش و رفتار و منشش به گونهاي بود كه كسي از وي چيزي به دل نميگرفت.
يكي از اين روزها وي گفت كه توي ذهنم بين روزنامه نگاراي امروز( سالهاي مياني دهه هفتاد) و دوره خودمان مقايسه ميكردم و مي ديدم كه از هر نظر آنها(يعني نسل كنوني) از نسل ما سرترند. چه به لحاظ اخلاق و چه از نظر ادب و چه از منظر شعور و سواد ودانش و … بعد چند تني را مثال زد،از همان نسل قديم،كه در همان تحريريه راه ميرفتند و چه شوخي و چه جدي فحشهاي آب نكشيده و چاروداري ميدادند.
دوم: سخنان چند تن از روزنامه نگاران زن تحريريه يك روزنامه در نشست سه شنبه در تالار انجمن صنفي روزنامه نگاران بي اختيار مرا به ياد احمد رضا دريايي انداخت و مقايسهاي كه وي ميان نسل ما و نسل روزنامه نگاران دوره خود قايل ميشد.[گزارش تريبون آزاد انجمن درباره مسائل معيشتي و صنفي روزنامه نگاران]
از قرار نسلي ديگر از روزنامه نگاران كه چند سالي از ما زودتر كارشان را شروع كردهاند تحت تاثير همان گفتمان لاله زاري روزنامه نگاري قرار گرفته و به پراكندن الفاظي سرگرم شدهاند كه آزردگي خاطر برخي از روزنامه نگاران را سبب شدهاند كه نتيجهاش در متني مكتوب بود كه يكي از اين روزنامه نگاران در نشست صبح سه شنبه انجمن خواند و چند تن ديگر هم سخنانش را تاييد كردند.اگر چه هنوز سخنان و ديدگاههاي طرف مقابل را نشنيدهايم و نمي توانيم يك طرفه داوري كنيم اما اگر بخشي از اين سخنان هم حقيقت داشته باشد، بايد بر اين اوضاع تاسف خورد و چنين زوال اخلاقي در ميان ما روزنامه نگاران را نكوهش كرد و به فكر درمان آن بود.
سوم: اندكي تعمق در گفتههاي روزنامه نگاران شاكي راقم اين سطور را به اين جمع بندي رساند. روزنامه نگاراني كه الفاظي ركيك را به كار ميبرند از قرار خود نميدانند كه چه ميكنند و يا ميدانند و از تبعات آن آگاه نيستند. البته نگارنده با شناختي كه از برخي از اين دوستان دارد، معتقد است نوع گفتمان آنها شوخ طبعانه است و نه جدي.
اما اگر قصد آنها از چنين الفاظي جدي باشد، آن زمان چه قضاوتي بايد درباره اين گونه سخن گفتن كرد؟اگر اين سخنان و طعنهها و شماتتها جدي باشد كه واويلا به مامطبوعاتيها كه چنين افرادي در ميان ما مي زيند. تا چه اندازه شخص بايد خود را جدي بگيرد، تا به خود حق دهد ديگران را دست بيندازد؟ا
در متن ماجرا آنها دارند شوخي ميكنند و البته خود ازا ين كار لذت ميبرند ، اما نميدانند كه ديگراني هستند كه با اين نوع گفتار خوش نيستند و آن را برنميتابند.
امام علي(ع) در باره شوخي ، گفتاري حكيمانه دارد كه« شوخ بودن و شوخي كردن آن است كه هر دو طرف ماجرا ازآن لذت ببرند، نه آنكه يكي لذت ببرد و ديگري در رنج وتعب افتد»( نقل به مضمون)
يكي از فيلسوفان اخلاق فرانسه اين سخن امام علي(ع) را به نيكوترين وجهي تفسير و رمز گشايي كرده است كه با آوردن اين سخنان نوشتهام را به پايان مي برم. با اين اميد كه فضاي داخلي تحريريههاي برخي روزنامه ها و گفتمان حاكم ميان مديران با روزنامه نگاران، بهداشتي تر از ايني شود كه هست.
« خنده داريم تا خنده، طبيعي است كه ميان طنز و ريشخند بايد تفاوت قائل شد. ريشخند يك فضيلت نيست ، بلكه يك سلاح است- سلاحي كه هميشه به سوي ديگري نشانه گرفته شده است. ريشخند خنده زشت، نيشدار، و ويرانگر است،خنده استهزاء، خندهاي كه جريحه دار ميكند، خنده اي كه ميتواند بكشد،.
. (رسالهاي كوچك در باب فضيلتهاي بزرگ فصل شوخ طبعي- نوشته آندره كنت اسپونيل ترجمه مرتضي كلانتريان – انتشاراتآگه 1384)
آخرین به روزرسانی : 13/7/1387 | 913 بازدید | نسخه قابل چاپ



بیاد احمد بورقانی
اگر بهمن تبرئه شود
بياييد دعا كنيم ...
پشت پرده توقيف روزنامه همشهري
لغو امتياز،رويه تازه و خلاف قانون هيئت نظارت بر مطبوعات

